| بعد از مدتها دوری سلام |
| ساعت ٢:٤۱ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱ |
|
بعد از مدتهای طولانی بازم سلام مدتها بود که دیگه به اینجا سر نزده بودم اصلا یادم رفته بود که وبلاگی هم دارم نمی دونم هنوز کسی به من سر میزنه یا اینجا تنهامو فقط دارم برای خودم مینویسم امیدوارم که اینطوری نباشه توی این وبلاگ هیچ وقت از خودم و زندگی خودم چیزی نوشتم دوست هم نداشتم که این کار رو بکنم(مگه من کی هستم که بخوام وقت دیگران رو با زندگی نامه تکراری خودم و تکرار مکررات تلف کنم) اما امشب یا بهتر بگم نصف شب دلم خیلی گرفته خییییییلییییییییییییی تا حالا برای شما پیش اومده که عزیز ترین فرد زندگیتون مریض شده باشه؟؟؟؟ تا حالا سر وکارتون با دکترها ی کج فهمی افتاده که شما رو از لطف خدا نا امید میکنن و بهتون میگن امیدی نیست و عزیزترین کس زندگیتون فقط چند ماه دیگه زنده است؟؟؟ امیدوارم که برای هیچ کدومتون هیچ وقت پیش نیاد اما برای من پیش اومده به خاطر همینه که مدتهاست به وبلاگم سر نزدم تو همچین شرایطی چیکار باید کرد؟؟؟؟؟؟ شما میدونید؟؟؟حتما میدونید اولین راه و تنها راهی که به ذهن هر کسی میرسه اینه که دست به دامن کسی بشه که کاری ازش بر بیاد نه این دکترها که تازه علمشون به جایی رسیده که فهمیدن هنوز هیچی نفهمیدن بگذریم میگفتم باید دست به دامن کی شد وقتی عزیزترین قسمت وجودت کسی که تمام قلب و روحته کسی که تمام زندگی و امیدت به زنده بودنه درد میکشه و مثل شمع جلوی چشمات آب میشه و تو جز نگاه کردن کار دیگه ای از دستت بر نمی یاد؟ امیدوارم هیچ وقت براتون پیش نیاد اما تو همچین شرایطی از شدت نا امیدی و درد روحی حتی توان فریاد زدن هم از شما گرفته میشه بغض به گلوتون پنجه میندازه واحساس خفگی میکنید حتی بعضی وقتها این فکر از ذهنتون رد میشه که ای کاش بمیرم و درد کشیدن عزیزمو نبینم اما حتی این فکر هم آدمو تسلا نمیده و با آه حسرتی بر باد میره چون میدونی که نمیشه(مردن که دست خودم نیست) پس باید چیکار کرد؟؟؟؟؟؟ اگه خوب شدن عزیزم دست من نیست .....اگه مردن و رفتنم هم از این دنیا دست من نیست فقط یه راه میمونه شاه راه اصلی خدا دوستای عزیزم تو این جور لحظات خدا رو میشه با تمام وجود حس کرد به وضوح میتونی خدا رو کنار خودت ببینی و حسش کنی لطفشو مهربونی هاشو بنده نوازیش رو تو این جور وقتها انقدر به خدا نزدیک میشی که در تمام عمرت هرگز اونو تجربه نکردی حتی برای یه لحظه هر روز ساعتها و ساعتها نماز خوندی اما حتی یک لحظه اش هم انقدر با خلوص و توجه قلب نبوده حالا میفهمم چرا شیطان نمیذاره توی نماز حواست به خدا باشه چون حتی یک لحظه نزدیکی به خدا انقدر سازنده است که توی دل و زندگی آدم انقلابی به پا میکنه شاید اگه فقط دورکعت نماز با توجه در تمام عمرمون میخوندیم دیگه لازم نمیشد خدا همچین امتحانهای سختی از ما بگیره تا یادمون بندازه از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود کاش خدا دست هممون رو بگیره و بلا رو از همه عزیزانمون دور کنه اگه اومدی و به وبلاگ من سر زدی ازت التماس دعا دارم یک لحظه با خلوص دل برای همه مریضها دعا کن برات دعا میکنم که مریضی و رنج هیچ کدوم از عزیزانتو نبینی |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |


