لبخند خدا

 
قسمتی از برترین سخن از بهترین بنده
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۳۱  

تجربه عینی وآشکارمن از بد عهدی و بی وفایی دنیا و طغیان و سرکشی روزگار از یک سو،وآغوش گرم آخرت،از سوی دیگر،وادارم ساخت که تمام هوش و حواسم معطوف خودم باشد،لحظه ای چشم از خودم بر ندارم و به دیگری نسپارم.

فهمیدم که من پیش و بیش از آن که مسئول مردمان باشم،وظیفه دار خودم هستم.و بر این دریافته ام عقل نیز صحه گذاشت و از افتادنم به دام هوای نفس،بازداشت.و تگلیفم را بی هیچ پرده و پیرایه ای روشن ساخت.

و مرا به کاری سترگ واداشت که بازی و شوخی بر نمی دارد.و با حقیقتی مواجه ساخت که هیچ دروغی از راستیش نمی کاهد.


کلمات کلیدی: